آخرین اخبار:

شهید عباس گشانی

شهید عباس گشانی

نام پدر: مرادحسین
تاریخ تولد: 1347/1/2
تاریخ شهادت: 1366/7/18
محل شهادت: ماووت
مشاغل: ...........
محل تولد: همدان - تویسرکان - تویسرکان
علت شهادت: ...........
محل دفن: بلوک: نام گلزار:سنجوزان شهر:همدان - تویسرکان
زندگینامه بسیجی شهید عباس گشانی

شهید عباس گشانی دوم فروردین ماه سال ۱۳۴۷ در روستای سنجوزان از توابع شهرستان تویسرکان در استان همدان و در خانواده‌ای کشاورز و ساده زیست به دنیا آمد. پدرش مرادحسین کشاورز بود و با کار بر روی زمین زراعی و باغبانی مخارج زندگی خود و خانواده اش را تأمین کرده و در تلاش بود با کسب روزی حلال فرزندان خود را با سرشتی پاک و خداجوی پرورش دهد.

سال ۱۳۵۴ وارد دبستان شد و تحصیلات خود را آغاز کرد و تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. او نیز مشغول کار کشاورزی شد تا علاوه بر تامین بخشی از مخارج زندگی خود کمک خرج خانواده نیز باشد و در امور زراعی و باغبانی به پدر و سایر اعضای خانواده کمک می کرد.

در سال‌های انقلاب کودکی بیش نبود اما در کنار دیگر جوانان و نوجوانان انقلابی شهرستان تویسرکان در فعالیت ها و مبارزات انقلابی شرکت کرد و در راه پیروزی قیام بزرگ ملت ایران گام برداشت.

پس از پیروزی انقلاب و در سال های دفاع مقدس احساس تکلیف کرد و به عنوان نیروی داوطلب بسیجی در جبهه های نبرد حق علیه باطل حاضر شد و در مناطق مختلف عملیاتی همراه با دیگر همرزمان و همسنگران خود حماسه ها برجای گذاشت.

سرانجام پس از ماه ها مجاهدت در راه خدا در هجدهم مهر ماه سال ۱۳۶۶ در منطقه عملیاتی ماووت بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و به کاروان عظیم شهدا پیوست. آرامگاه وی در گلزار شهدای باغ بهشت زادگاهش زیارتگاه عاشقان و دلدادگان است.

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد
وصيتنامه بسیجی شهید عباس گشانى

پشت جبهه را محكم بگيريد و به جبهه كمك كنيد

بسمه تعالى

از طرف اينجانب پاسدار وظيفه عباس گشانى برسد بدست پدر عزيزم.

دعا و سلام مى رسانم و پس از عرض سلام، سلامتى شما را از درگاه خداوند متعال خواهانم و اميدوارم كه خوش و خرم باشيد.

خدمت پدر عزيزم، مادر مهربانم، حسن و عبدالله و قاسم و همه اقوام و آشنایان دعا و سلام مى رسانم.

پدر جان هيچ ناراحت من نباشيد الحمدالله جايم خيلى خوب است. مدت يك ماه است كه در خط هستم مثل اينكه هنوز تازه رفته ام خط.

پدر جان هر چه بدى و خوبى از ما ديدى تو را بخدا من را حلال كن چون ما بچه بوديم به حرف تو گوش نكردم و بارى مادر جان من تو را در دوران بچگى خيلى اذيت كردم تو مرا حلال كن و بارى مادر جان هيچ ناراحت نباشى تازه خدا را خيلى شكر كن كه چنين فرزندى در راه اسلام و براى خاطر حفظ و شرف مملكت اسلامى دادى و بارى مادر جان وقتى شهيد شدم جشن باشكوهى يعنى مثل جشن عروسى برايم بگيريد.

از تمام برادرانم و خواهرانم حلالى مى خواهم چون كه آمدن من ديگر با خدا است و شما تا مى توانيد سنگر مرا خالى نگذاريد. پشت جبهه را محكم بگيريد و به جبهه كمك كنيد.

خدا يار و نگهدارتان باشد.

زياده عرض ندارم. خداحافظ

ساعت 5 و 15 دقيقه

مادرجان ، مادر جان ، مادرجان حلالم كن. حلالم كن.

پدر جان ، پدر جان حلالم كن حلالم كن .

ما تا آخرين نفس ايستاده ايم و راه شهيدان و حسين (ع) را ادامه خواهيم داد
چندرسانه‌ای
طراحی و تولید: ایران سامانه