خاطره/
مادر چرا دعا کردی شهید نشوم!
خواهر شهید «کیارش نظری پور» روایت میکند: کیارش به مادرم گفت: «آخه مادر من تو چرا دعا میکنی من شهید نشم؟» مادرم که از این حرف کیارش حیرت زده و مبهوت شده بود، پرسید: «تو از کجا میدونی من دعا کردم که شهید نشی؟» گفت: «خودم میدونم تو مدام تو خونه نشستی و هی داری به خدا میگی پسرم سالم برگرده، این تویی که نمیذاری من شهید بشم.»