مادر شهید «داریوش(محسن) یغمانژاد» نقل میکند: «محسن را از توی آب بیرون کشیدم و سرش را به لبه کانال تکیه دادم. انگار نفس نمیکشید. کلاه را از روی سرش برداشتم و خوب نگاهش کردم. به شهادت رسیده بود.»
به سپاه می رود و پاسدار حریم وطن ، بسیار خوش اخلاق و مهربان است و همین مهربانی مانع می شود که پدر و مادر دل از او بکنند و می گویند نرو ... ولی قبول نمی کند و رضایت شان را جلب می کند ....