گفتوگو با پدر و مادر شهید جنگ رمضان «علیرضا خمر»
پسرم هرگز نمیپنداشت که تقدیر، سرنوشتی دیگر برایش رقم زده و این مأموریتِ پرماجرا، سفری بیبازگشت تا بیکران آسمانها خواهد بود. از همان روزی که آن حادثه تلخ در دل امواج خروشان دریا رخ داد، از علیرضای من حتی یک نشانه، تکهای لباس یا یادگاری از وسایل شخصیاش هم بازنگشت؛ با این همه، من هنوز دل در گرو امید دارم و در اعماق قلبم با تمام وجود، چشمانتظار بازگشت پسرم هستم.