آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۳۳۳۲۱
۰۹:۴۰

۱۴۰۵/۰۷/۲۵

خاطره/ نماز اول وقت

یکی از دوستان پاسدار شهید «مهدی علیدادی» برایمان روایت می‌کند: «به همراه حاج مهدی در سطح شهر در حال تردد بودیم که ناگهان صدای ملکوتی اذان در فضا پیچید. به محض اینکه نوای اذان به گوش حاج مهدی رسید، رو به من کرد و با قاطعیتی همراه با شوق گفت: «اولین مسجدی که پیدا کنم، می‌رویم تا نماز را به جماعت بخوانیم.»


به گزارش نوید شاهد خوزستان، پاسدار شهید مهدی علیدادی در یکم مرداد ماه سال ۱۳۶۰ در اهواز در خانواده‌ای مؤمن، مذهبی و ولایت مدار دیده به جهان گشود. پدرش کریم و مادرش شهربانو نام داشت. وی پس از اخذ مدرک دیپلم به دلیل علاقه خاصی که به نظام داشت. لباس سبز پاسداری را بر تن کرد، پس از آن وارد دانشگاه شد و تا مقطع دکترا به تحصیلات خود ادامه داد.

سرانجام این شهید بزرگوار در چهاردهم اسفند ماه ۱۴۰۴ بر اثر حمله موشکی رژیم صهیونیستی و آمریکایی در حین عملیات پهپادی به فیض عظیم شهادت نائل آمد و نام بلند خود را در دفتر شهدای مدافع وطن ثبت کرد پیکر مطهرش پس از تشییع باشکوه در گلزار شهدای اهواز آرام گرفت.

خاطره/ نماز اول وقت

متن خاطره:

یک روز به همراه حاج مهدی در سطح شهر در حال تردد بودیم که ناگهان صدای ملکوتی اذان در فضا پیچید. 

به محض اینکه نوای اذان به گوش حاج مهدی رسید، رو به من کرد و با قاطعیتی همراه با شوق گفت: «اولین مسجدی که پیدا کنم، می‌رویم تا نماز را به جماعت بخوانیم.»

دیگر جست‌و‌جو طول نکشید؛ اولین مسجدی را که در مسیر دیدیم، پیچیدیم و وارد حیاط شدیم.

وقتی وارد شدیم دیدیم امام جماعت روی نشسته و چشم‌انتظار کسی است تا اذان بگوید، انگار برای گفتن اذان در آن ساعت مشتری نبود.

در همین لحظه بود که صدای گرم و رسا حاج مهدی بلند شد: «الله اکبر، الله اکبر...»

اذان که تمام شد، صف‌های نماز شکل گرفت و فریضه الهی برپا شد. طولی نکشید که با نوای «السلام علیکم و رحمةالله» امام جماعت، پایان نماز اعلام گردید، اما حاج مهدی همچنان با آرامشی رشک برانگیز مشغول گفتن تسبیحات حضرت زهرا (س) بود. 

کمی بعد، بدون اینکه چشم‌انتظار کسی بماند یا حواسش به این باشد که در این مسجد غریب است یا آشنا، با همان حال خضوع تعقیبات نماز را هم به جا آورد. 

فاصله‌ی بین دو نماز قرآن‌ها در دست نمازگزاران بود که ناگهان صدای حاج مهدی در سکوت مسجد پیچید که رو به من گفت: «نجفی! قرآن بخوان، منتظر چه کسی هستی؟»

به خودم آمدم؛ به خودم که آمدم دیدم قرآن را گشوده‌ام و یک صفحه را قرائت کردم.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه