مادر شهید «علی اکبر جدیدالاسلامی»:
بعد از یک ماه پیکر پسرم را برایم آوردند
مادر شهید «علی اکبر جدیدالاسلامی» می گوید: پسرم کلاس دهم بود، کتابهایش را به همکلاسیهایش داده بود و پنهانی بدون اینکه به ما بگوید به کردستان اعزام شده بود. گفتم: علی جان تو برو سرکلاس و درست را بخوان، نیاز نیست به جبهه بروی. عمویت با دو بچه شهید شده، گفت؛ مادر این یک ماه را به من فرصت بده قول میدهم بروم و برگردم ولی سر یک ماه پیکرش را برایم آوردند.