تاج الملوک عبدالمحمدی مادر شهیدفرهنگی" احمد تکلو"می گوید:« فرزند شهیدم رسالت سنگین تعلیم و تربیت و تجهیز نسل جدید به سلاح ایمان و ایثار را نیز بر عهده داشت که این ویژگی مقام او را رفیع تر می کند .»
تاج الملوک عبدالمحمدی مادر شهیدفرهنگی" احمد تکلو" در گفتگو با نویدشاهدکرمانشاه؛گفت: شهید تکلو دهم خرداد 1336 در شهرستان اسلام آباد غرب به دنیا آمد او فرزند اولم بود من و پدرش او را خیلی دوست داشتیم تا اینکه آرام آرام بزرگ شد. شهید بچه ای آرام، مؤمن، صادق و اهل و نماز روزه بود.

مادر یک شهید فرهنگی: فرزند شهیدم درس ایمان و ایثار را مشق کرد


وی در ادامه افزود: شهید تکلو خودش را برای درس خواندن آماده کرده بود و همه مقاطع  ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان را به خوبی و با تلاش و پشتکار گذراند و موفق به اخذ دیپلم تجربی شد. به سن نوجوانی که رسید با مسجد میرعبدالباقی با آیت الله خرمشاهی آشنا و کم کم به سمت و سوی گرایشات مذهبی کشیده شد. تا اینکه باید خودش را آماده رفتن به خدمت سربازی می کرد من همراهش به سپاه دانش رفتم فردی آنجا بود که از ما پرسید پسرم نماز و روزه ات را به جا می آوری گفت بله آنها هم وقتی دیدند جوانی مذهبی و مقید است او را ثبت نام و محل خدمتش را اردبیل تعیین کردند.

*پیرو خط امام و آرمان های انقلاب بود

این مادر شهید بیان داشت: شهید طبق روال همیشگی مجله هفتگی می خرید به خصوص مجلاتی که اطلاعات علمی و فنی در آن نوشته شده بود چرا که به کار فنی علاقه داشت.

عبدالمحمدی افزود: شهید به مطالعه کتب مذهبی و فعالیت های انقلابی نیز علاقمند بود و قبل از انقلاب اعلامیه های امام را پخش و به من و خواهرهایش می گفت مبادا خانه بمانید به راهپیمایی بروید که ما هم می رفتیم. پیرو خط امام و آرمان های انقلاب اسلامی بود به هیئت ها و مساجد می رفت و بسیار اجتماعی رفتار می کرد. سه بار ما را به دیدار امام خمینی برد عاشق امام بود.

وی با اشاره به اینکه شهید عاشق شغل معلمی بود، گفت:  تا جایی که در توانش بود به دیگران آموزش خواندن و نوشتن و حتی تلاوت قرآن کریم را یاد می داد.

*به عدد22 روز پیروزی انقلاب اسلامی علاقه داشت

وی گفت: عدد 22 در زندگی ایشان یک معجزه بود چون 22 بهمن، انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. حتی تولد فرزندانش، زمان شهادتش نیز مصادف با بیست و دومین روز ماه بود همه دوستان و خانواده شهید به عدد 22 که برای هر کار برخوردمی کنیم می گوییم عنایت حاج احمد است و دست توسل و مدد ایشان دارد کمک می کند.

این مادر شهید بیان داشت: آغاز جنگ تحمیلی وجودش را پر از استرس کرده بود طوری که وقتی خبر گرفتن منطقه فاو توسط دشمن را شنید در پوست خود نمی گنجید و ناراحت بود. در نامه هایی که از جبهه می فرستاد نوشته بود من پشت جبهه هستم ما اینجا داریم تانک ها را رنگ می کنیم فقط به خاطر روحیه من می گفت، در حالی که آن زمان اصلاً کسی تانک رنگ نمی کرد بعد از شهادت همرزمانش تعریف کردند که خط مقدم بود و اسلحه به دست می گرفت.

وی گفت: یکی از روزهای ماه مبارک رمضان شهید در عملیاتی برای شناسایی دشمن به منطقۀ دربندی خان عراق رفته بود حین بازگشت تیر مستقیم قناصه به پهلوی شهید اصابت کرده بود که او را با هلیکوپتر به آسمان پاوه رسانند ولی بر اثر خونریزی شدید شربت شهادت نوشید.

عبدالمحمدی در پایان گفت: فرزند شهیدم رسالت سنگین تعلیم و تربیت و تجهیز نسل جدید به سلاح ایمان و ایثار را نیز بر عهده داشت که این ویژگی مقام او را رفیع تر می کند.
انتهای پیام



برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده