نوید شاهد | پایگاه فرهنگ شهادت

کرامات شهیدان؛(18)تجلى كرامت

کرامات شهیدان؛(18)تجلى كرامت

پس از لحظاتى به خودم گفتم: گريه براى اين شهيد چه فايده اى دارد، بهتر است بجاى گريه بلند شوم و براى او در حرم پيامبر(ص) دو ركعت نماز بخوانم. نمازى خواندم و ثواب آن را به شهيد فيروزى هديه كردم...
کرامات شهیدان؛(17)خون تازه معشوق

کرامات شهیدان؛(17)خون تازه معشوق

وقتى از پدر اين شهيد كه هم اكنون در روستاى تن گارم به شغل آهنگرى اشتغال دارد، خواستم ماجراى فرزندش را روايت كند گفت: يك بار با جمعى از بستگان براى نثار فاتحه به سر قبر فرزند شهيدم رفته بوديم، آنجا متوجه شدم سنگ بالاى قبر سوراخ شده و نياز به تعمير و مرمّت دارد. وسايل تعمير را آماده كرديم و سنگ بالاى قبر را برداشتيم و با جسد فرزندم كه درون لحد بود، مواجه شديم...
کرامات شهیدان؛ (1) دو غنچه معطر

کرامات شهیدان؛ (1) دو غنچه معطر

شبهاى قبل هم به محوطه بالكن رفته بودم، ولى اين دفعه انگار تمام آن محوّطه را با گلاب ناب شستشو داده بودند. همه جا از اين بوى گلاب عطرآگين شده بود. احساس كردم با پديده اى غيرطبيعى مواجه شده ام. چون از درك اين فضاى سراسر معطر به وجد آمدم نتوانستم آنجا تاب بياورم و دوستان ديگرم را از اين قضيه باخبر نسازم...
کرامات شهیدان؛(15)لحظات بیخودى

کرامات شهیدان؛(15)لحظات بیخودى

در يكى از همين روزها كه فقط من و او در خانه بوديم با اينكه خيلى كم از حالات روحى و عرفانى خود، حتى براى من كه شريك زندگيش بودم تعريف می كرد: به من گفت در دعاى كميل هفته قبل در دانشگاه تهران حال معنوى عجيبى به من دست داد، به طورى كه از شدت گريه در وسط دعا بیهوش شدم و هيچ چيز نفهميدم...
کرامات شهیدان؛(16) بوى پيراهن يوسف

کرامات شهیدان؛(16) بوى پيراهن يوسف

در آن چمدان پارچه اى وجود دارد. آن را بردار و به چشم عليرضا بكش. چشم درد او خوب مى شود. در اين حالت تا سه بار پارچه اي كه بر آن عكس سه طاووس بود در نظرم آمد و غيب شد. پس از اين خواب به خود گفتم: به اين خواب ها نمى شود اكتفا كرد. اين در حالى بود كه نگرانى من از جهت چشم درد عليرضا و خونى كه از آن مى آمد روز به روز بيشتر و بيشتر مى شد...
کرامات شهیدان؛(14) آگاه از غيب

کرامات شهیدان؛(14) آگاه از غيب

چند ماه بعد عمليات والفجر هشت آغاز شد. من در منطقه شيميايى شدم و به اورژانس فرستاده شدم. در اورژانس بچه هايى را كه حسين يكى يكى به آنها اشاره كرده بود، ديدم. آنها به دليل مجروحيت شيميايى و بر اثر اصابت يك راكت شيميايى به سنگرشان به اورژانس آورده شده بودند.