به واجبات پایبند و از محرمات دور بود
زندگی نامه شهید «علیرضا نوبخت»

به واجبات پایبند و از محرمات دور بود

شهید «علیرضا نوبخت» فرزند نیک‌سیرت که پرورش‌یافته یک تربیت دینی بود، همواره در ادای فرائض واجب و مستحب می‌کوشید و از انجام محرمات، امتناع می‌ورزید. علاوه بر آن، با الگوپذیری از سیره اهل بیت (ع)، سعی در کسب کمال معنوی و انسانی داشت.
پس از لحظاتی در سردخانه جان دوباره گرفت
زندگی نامه شهید«یدالله رمضانی»

پس از لحظاتی در سردخانه جان دوباره گرفت

مادر شهید «یدالله رمضانی» می‌گوید: وقتی در درگیری آمل مجروح شد، او را در سردخانه گذاشتند و گفتند که یدالله شهید شد؛ امّا رفیقش که سردخانه رفت، دید نبض یحیی می‌زند. بعد او را به بیمارستان منتقل کردند.
محبت حتی به ناآگاهان
زندگینامه شهید «جواد بابائی»

محبت حتی به ناآگاهان

مادرشهید «جواد بابائی» می‌گوید: «من یک‌بار به او گفتم: چرا به فلانی سلام می‌کنی؟ آنها اصلا امام را قبول ندارند. جواد گفت:، چون من دوستدار امام هستم، باید به همه محبت کنم؛ شاید آنها چیزی نمی‌دانند و از روی ناآگاهی، با امام دشمنی می‌کنند.»
جگرم سوخت، آب نیست؟
زندگی نامه و دستنوشته شهید «نعمت‌الله ملیحی»

جگرم سوخت، آب نیست؟

شهید «نعمت‌الله ملیحی» در بیمارستان به دلیل حاد بودن جراحت نعمت‌الله، او را ممنوع از نوشیدن آب کردند. او از شدت تشنگی و زجر کاغذی خواست و روی آن نوشت: جگرم سوخت، آب نیست؟! و بعد از دقایقی به علت شدت جراحت به شهادت رسید.»
نماز شب مهم‌ترین اصل او بود
زندگی نامه شهید «سیدیوسف حجازی کیاکجوری»

نماز شب مهم‌ترین اصل او بود

برادر شهید «سیدیوسف حجازی کیاکجوری» می‌گوید: «علاوه بر انجام واجبات، سعی می‌کرد مستحبات را نیز ادا کند. یکی از مهم‌ترین اصلی که او به آن تقید داشت، نماز شب بود. من چند بار شاهد بودم که یوسف در نیمه‌های شب، برای وضو گرفتن از اتاق بیرون می‌آمد.»
مروری بر زندگینامه شهید «ذبیح الله عالی کردکلایی»

مروری بر زندگینامه شهید «ذبیح الله عالی کردکلایی»

سردار شهید «ذبیح الله عالی کردکلایی» متولد بیست و هشتم آذر ۱۳۳۲، در شهرستان جویبار به دنیا آمد وی تا دیپلم درس خواند واز سوی سپاه وارد جبهه شد و در تاریخ پنجم اسفند ماه ۱۳۶۲، در چیلات بر اثر اصابت تیر مستقیم به سر به شهادت رسید. پیکر این شهید بزرگوار در گلزارشهدای کردکلا به خاک سپرده شد.
در برابر سختي‌ها در اردوگاه اسوه بود
زندگی نامه «شهید قاسم ابراهیمی»

در برابر سختي‌ها در اردوگاه اسوه بود

«قربان علی کاظمی» از هم رزم دیرینش این‌گونه روایت می‌کند: از لحاظ استقامت در برابر سختی‌ها، برای بچه‌ها در اردوگاه اسوه بود و در بدترین شرایط، روحیه خود را از دست نمی‌داد.
با قرآن و رحمت الهی نیز، مانوس بود
زندگی نامه شهید «محمود بابایی ممشی»

با قرآن و رحمت الهی نیز، مانوس بود

شهید «محمود بابایی ممشی» در بیان تقیدات دینی، همین بس که در ادای فرائض واجب و مستحب، اهتمامی خاص داشت. با قرآن، این منبع نور و رحمت الهی نیز، مانوس بود و در عمل به فرامین آن، کوشا.
قهرمان مازنی تنگه‌ی چزابه
زندگی نامه شهید «ماشا‌الله پیل‌افکن»

قهرمان مازنی تنگه‌ی چزابه

شهید ماشا‌الله پیل‌افکن؛ او را به قهرمان چزابه می‌شناسند، نه فرمانده بود و نه تکاور نظامی، اما در جبهه نبرد حماسه‌ای ساخت که تا امروز که ۴۴ سال از شهادتش می‌گذرد هنوز نامش بر سر زبان رزمنده‌هاست.
مداحی که شب عروسیش اشک همه را درآورد
زندگی نامه شهید «محمدمهدی نصیرایی»

مداحی که شب عروسیش اشک همه را درآورد

مهدی، شب عروسی‌اش مداحی راه انداخت، همان شب چند تا از بچه‌ها به او اصرارکردند که «خودت، چون چشم و چراغ هیأت هستی، باید مداحی کنی» مهدی اولش قبول نکرد، اما بعد تسلیم شد و با دل سوخته‌اش شروع کرد به خواندن.
بعدی 3 4 5 6 قبلی