هنگاميكه از جبهه غرب بازگشت گفتم مادر خواب ديدم تا چند تا جعبه آورده اي جلوي منزل انداخته اي و خودت بالا سر آن جعبه ها ايستاده اي و براي آنها تعيين جا مي كني.
شهيد سيد جابر عوض پور فرزند پدري پير واز كار افتاده درخانواده اي بسيارمستعضف بدنيا آمده روانه تحصيل يعني از اول دوره ابتدايي تا سوم راهنمايي رابطور بسيار مشقت وپر رنج به سر برد تا اينكه از نداستن وضع مالي مجبور به ترك تحصيل شد وبه كشاورزي پرداخت تا اينكه جنگ شروع شد .
شهيد بزرگوار در سال 1346 در يك خانواده بسيار مستضعف و مذهبي در روستاي ميرغضب ياسوج چشم به جهان گشودند و در 6 سالگي روانه مدرسه ابتدايي گرديد و در دوران ابتدائيت با پشت سر گذاشتن مشكلات و كمبود هاي مادي توانستند از نظر انظباط و اخلاق و سنه خود مقام متعالي را در بين ديگر محصلان همكلاسانش كسب نمايد و حتي براي يك دفعه باعث رنجشش و آزار هيچ يك از دوستانش نشد
در سال 1343 در يكي از خانواده هاي فقير و مذهبي سوق نوزادي ديده به جهان گشود او راامرالله نام نهادند دوران طفوليت را سپري نمود و در سن شش سالگي قدم به مدرسه گذاشت از نخستين روز ورود به مدرسه استعداد درخشان و هوش سرشار او هويدا بوده او هرساله با موفقيت سال تحصيلي را پشت سر مي گذاشت نبوغ امير در برخورد با مسائل مدرسه چشمگير بود.او در عين طفوليت و با كمي سن نسبت به مسائل مذهبي همواره اوضاع محيط مدرسه را مد نظر ميداشت و در هر موضوعي نقطه نظرهايي داشت.
معلم پيكارگر شهيد سيد جمال الدين دولتخواه فرزندسيد نظام الدين دولتخواه در سال 1337 در خانواده مذهبي در روستاي گرگيو سرفارياب ديده به جهان گشود وي پس از سپري كردن مشكلات بسي سنگين دوران تحصيلات ابتدايي در اين مدت اوقات تعطيلات را به كمك پدر و مادرش در بهبود وضع خانواده مي شتافت.
صبح و انقلابي است و بايستي صد درصد اسلامي باشد تا بتواند به اتحاد كامل برسد و بعد بتواند كم كم ريشه استعمار را بكند و شيوه صحيح و انقلابي فرهنگ خود را پياده كند كساني كه بخواهند سدي ميان مردم باشد محكوم هستند و بار ديگر مي خواهد آن ملت را به دامن استعمار و استثمار برساند.
شهيد بزرگوار در روستاي تراب در سال1329به دنيا آمد ايشان در خانواده اي مذهبي و فقير به دنيا آمد.از اوايل انقلاب ايشان حضور گسترده اي در همه جا داشتند و در مراسمات مختلف روستا همه جا حضور داشتند در راهپيمايي ها شركت داشتند.
اين شهيد بزرگوار در سال 1342 در خانواده اي بسيار فقير و مستضعف در ده برآفتاب سفلي قريه بندان متولد شد و پدر آن را با هزاران رنج و مشقت و بدبختي كه هميشه دامنگيرش بود او را بزرگ كرد تا به سن شش سالگي رسيد .
مرا حلال كن ومادرجان شبهاى عاشورا كه براى حسين گريه ميكردى وميگفتى خدايا من در آنجا ميبودم ولى امروز با چشمان خودتان آن روزها را مى بينيدو بايد مثل ليلا اكبرش را با شادى روانه جبهه كرد و اما پدر از شما مى خواهم كه على وار شكر كنيد.
شهيد معظم در سن كودكي در دبستان آرش كمانگير روستاي تولد خود ثبت نام و شروع به يادگيري خواندن و نوشتن نمود كه در بين دانش آموزان كودكي با ذكاوت و با هوش بود .