مسعود شعبانی یکی از دوستان شهید " صادق میرزایی " می گوید:« صادق بعد ازسال 1368و رحلت حضرت امام خمینی ( ره ) تا لحظه شهادت، پیراهن مشکی اش را ترک نکرد و معتقد بود که پدر معنوی ملت و برادرهای معنوی اش از دنیا رفته اند و در فراقشان فقط با این پیراهن است که تسکین می یابد.»

به گزارش نوید شاهد کرمانشاه؛ شهید صادق میرزایی یکم مهر 1349 در شهرستان صحنه به دنیا آمد. پدرش میرزامراد و مادرش زبیده نام داشــت. تا پایان دوره راهنمایي درس خواند. پاسدار بود.سال 1368 ازدواج كرد و صاحب یک دختر شد.26 ارديبهشت1372در رانيه عراق توسط نيروهاي سازمان مجاهدين خلق (منافقين) بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسيد. پیکر وي را در گلزار شهداي امامزاده خلیل و روستاي گروس سفلا تابعه شهرستان زادگاهش به خاك سپردند.

شهیدی که در فراغ امام خمینی ( ره ) تا پایان عمر سیاه پوش بود


روایتی از مسعود شعبانی و حاج علیمراد کیانی- همرزمان شهید

بعد ازسال 1368و رحلت حضرت امام خمینی ( ره ) تا شهادتش پیراهن مشکی اش را ترک نکرد و معتقد بود که پدر معنوی ملت و برادرهای معنوی من از دنیا رفته اند و در فراقشان فقط با این پیراهن است که تسکین می یابم. وی دفتری داشت که درآن اسم، آدرس و تلفن حدود 500 نفر از همرزمانش یادداشت کرده بود و با آن ها در ارتباط بود. روابط عمومی بالای ایشان همه را مجذوب خود کرده بود. بسیار با شرم و حیا بود و در صحبت هایش هیچ گاه سخن زشت و نامناسب از ایشان نشنیدیم.

شهید می گفت: دنیا ماندن برایم بسیار سخت شده است پیراهن مشکی تنش خبر از داغ دلش در فراغ برادران همرزمش می داد. هیچوقت فراموششان نکرد و شاید هم برای همین بود که دنیا ماندن برایش سخت شده بود.

ارتباط با روحانیت

در ماه مبارک رمضان و ماه محرم که به گیان می آمدف با حاج آقا سعادت که روحانی آنجا بود مراوده داشت و حضورش در مسجد چشمگیر بود و این خود از عمق باورهای او به مسائل دینی خبر می داد.

انتهای پیام

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده