صید عزیز رضایی" همرزم شهید میرزا جعفر پیری خاتون بانی " روایت می کند: شنیده ام از تحصیلات حوزه ی علمیه منصرف شده ای به خدا قسم اگر این سعادت تحصیل حوزه را نداشته باشی باید به حال خودت تأسف بخوری. گفتم: حضور در جبهه را چکار کنم؟ گفت: هر موقع قصد حضور داشتی اعزام شو، اما هیچ گاه از تحصیل دست نکش.
به گزارش نوید شاهد کرمانشاه؛ شهید میرزا جعفر پیرخاتون بانی یکم دي 1346 در روستاي خاتون بان دلفان از توابع شهرستان خرم- آباد به دنيا آمد. پدرش پيراحمد و مادرش آسيه نام داشت. تا پايان دوره راهنمايي درس خواند سال 1363 ازدواج كرد و صاحب یک دختر شد. پاسدار بود. نهم مهر 1366 با سمت فرمانده گردان خيبر در مرز ايران و عراق بر اثر اصابت تركش به سر، شهيد شد. پیکرشهید در گلزار شهداي شهرستان هرسين به خاك سپرده شد.

پیام دوست


*خاطره ای کوتاه از صید عزیز رضایی " همرزم و دوست شهید"

خلق و خوی روستایی آمیخته با پاکی دل چنان جذاب و گیرایش کرده بود که کمتر کسی " میرزا جعفر" را می دید و شیفته جمال روحانی اش نمی شد.

محرومیت بچه های محله باعث شده بود که غروب ها با قوطی روغن به جای توپ فوتبال بازی کنیم و این پاهایمان را به شدت آزار می دهد. بعد از مدتی پولهایمان را روی هم گذاشتیم و توانستیم توپ پلاستیکی را جایگزین قوطی روغن کنیم. ایام محرم اوج دوستی و همنشینی ما بود. من مداح هیئت بودم و " میرزا جعفر" زنجیر زنی می کرد.

وقتی که جنگ شروع شد من به بسیج اعزام شدم و مدتها از او بی خبر ماندم. در سال 1361 وارد حوزه ی علمیه ی هرسین شدم. روزی یکی از دوستان قدیمی ام را دیدم که گفت: " میرزا جعفر" به جبهه اعزام شده و اکنون زخمی و در بیمارستان بستری است. گفتم: به ملاقاتش رفتی؟ گفت: آره، او احوال تو را گرفت و به شدت برایت نگران بوده است.

گفتم: چرا؟ گفت: میرزا جعفر با خبر شده که تو از ادامه ی تحصیل در حوزه ی علمیه خودداری می کنی؟ به هر حال موفق نشدم او را ملاقات کنم من به جبهه شیخ صالح در غرب جوانرود اعزام شدم.در منطقه ساعت 8 شب 13 تیر 1365 به من خبر دادند که کسی سراغ مرا گرفته. وقتی نام او را جویا شدم گفتند؛ " از فرماندهان گردان 23 نصرت است". به دژبان خط گفتم؛ او را به مقر ما هدایت کند بعد از چند لحظه چهره نورانی و خندان " میرزا جعفر" را دیدم، از شادی در پوستم نمی گنجیدم.

بعد از سالها دوری اولین حرفی که به من گفت این بود که: شنیده ام از تحصیلات حوزه ی علمیه منصرف شده ای به خدا قسم اگر این سعادت تحصیل حوزه را نداشته باشی باید به حال خودت تأسف بخوری. گفتم: حضور در جبهه را چکار کنم؟ گفت: هر موقع قصد حضور داشتی اعزام شو، اما هیچ گاه از تحصیل دست نکش.

انتهای پیام

منبع: پرونده فرهنگی شهدا - اداره هنری، اسناد و انتشارات- استان کرمانشاه

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده