برادر شهید" نعمت الله شیرزادی" در روایتی کوتاه از برادرش می گوید: شهید بارها با پاهای تاول زده اش سنگرهای دشمن را زیر پا می گذاشت و خواب را برآنها تلخ می کرد و پیچیده ترین نقشه های نظامی را طراحی و تحلیل می کرد.

به گزارش نوید شاهد کرمانشاه؛ شهید نعمت الله شیرزادی، فرزند قلی و خانم، در اول شهریور ماه ۱۳۳۸ در شهر گیلانغرب به دنیا آمد. تحصیلات خود را تا ششم ابتدایی در زادگاهش به پایان رسانید از همان ابتدای زندگی فردی مهربان، دلسوز، بخشنده و مومن بود.


پاهای تاول زده

حضور فعال در براندازی حکومت طاغوت

در سنین نوجوانی و جوانی با شرکت در مراسم مذهبی و تشکل های سیاسی که برای براندازی حکومت طاغوت ایجاد می‌شد فعالانه شرکت داشت و در هیچ یک از این گردهمایی ها کوتاهی نکرد. فردی عابد، دوستدار امام (ره) و انقلاب اسلامی و همیشه در فکر این بود برای به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی آنچه در توان دارد انجام دهد.

جزو اولین نفراتی بود که در بسیج مردمی شرکت کرد و با پیروزی انقلاب و شروع جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران در سپاه پاسداران شروع به فعالیت کرد.

پاهای تاول زده

فرمانده و مسئول اطلاعات عملیات بود

عازم جبهه شد تا از کشور دفاع کند او با خود عهد بسته بود که تا هر زمانی جنگ ادامه داشته باشد در برابر دشمن به نبرد ادامه دهد. ایشان به عنوان فرمانده و مسئول اطلاعات عملیات انجام وظیفه می کرد و در تمامی عملیات‌های برون مرزی و چریکی به داخل خاک دشمن نفوذ می کرد که بارها در این راه زخمی شد.

پاهای تاول زده

نفوذ به داخل خاک عراق و جمع آوری اطلاعات آرایش نظامی دشمن

اما پس از مدتی که از بیمارستان مرخص شد دوباره به جبهه می‌فت و در تمام عملیات های منطقه غرب و در عملیات‌های والفجر 1 و 2 و عملیات فتح المبین حضور داشت. در طول جنگ نفوذ های مکرر به داخل خاک عراق داشت که از این طریق اطلاعات ارزنده ای از آرایش نیروهای دشمن و تحرکات آنان علیه نیروهای خودی به دست می آورد و در اختیار نیروهای اسلام قرار می داد.

برادر شهید، محمد شیرزادی می گوید: شهید در امر فرماندهی نیروهای بسیجی به این نکته اعتقاد داشت که فرمانده نظامی باید در کنار نیروهای خود و همراه آن ها در خط مقدم بجنگد او بارها با پاهای تاول زده اش سنگرهای دشمن را زیر پا می گذاشت و خواب را برآنها تلخ می کرد و پیچیده ترین نقشه های نظامی را طراحی و تحلیل می نمود و سعی اش در انجام تکلیف بسیار بالاتر از ظرفیت های معمولی بود. ساعت های طولانی بی‌خوابی و گرسنگی را تحمل می کرد. 
شب ها عبادت می کرد و روزها می جنگید. تواضع، جدیت و تیز بینی در انجام امور از ویژگی‌هایش بود.

پاهای تاول زده

کمک به مستمندان

گاهی حقوق خویش را بین مستمندان تقسیم می کرد و بسیار مورد اطمینان بود. همسنگر شهیدان صفر خوشروان و سیاوش حسین پور بود که امان به دشمن نمی دادند و دسته دسته از دشمن اسیر می‌گرفتند. او دنبال مقام و ثروت نبود و همیشه در فکر جبهه و جنگ بود. از دیگر رشادت های ایشان مبارزه اش همراه چند تن از سربازانش است که پس از روبرو شدن با یک گروه بزرگ از منافقین با کمترین سلاح و مهمات تا آخرین لحظه با آنها مبارزه کردند و آن ها را شکست دادند.

آقای علی اشرف شیرزادی می‌گوید: ایشان در فروردین ماه سال ۱۳۶۴ اقدام به ازدواج با خانم سودابه نبردی کرد پس از گذشت کمتر از سه ماه از جریان عقد 20 روز مرخصی جهت مراسم عروسی گرفته بود و چون به ایشان عنوان می نمایند که وجودت در خط مقدم جبهه لازم و ضروری است، قبل از مراسم عروسی دستور فرماندهی سپاه گیلانغرب را اطاعت می کند و عازم جبهه می شود و در حین خنثی نمودن مین برای انجام عملیات در ساعت ۶ بامداد روز ۲۳ تیر ۱۳۶۴ در منطقه تاجیک به شهادت رسید.

پیکر مطهرش را در مزار شهدای گیلانغرب به خاک سپرده شد.

پاهای تاول زده

انتهای پیام

منبع: پرونده فرهنگی شهدا - اداره هنری، اسناد و انتشارات- استان کرمانشاه


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده