همرزم شهید می گوید: در آن هنگام که شهید جبار به شدت زخمی شده بود و خون از بدن او جاری بود، منافقین کور دل با خشونت تمام وی را بازرسی بدنی نمودند که برگه مرخصی تشویقی از جیب وی در می آوردند و با حالت تمسخر به وی می گویند:" ای سنگر ساز بی سنگر مرخصی تشویقی هم دریافت نموده ای؟" و وی را با همان جراحت و پایی که به شدت زخمی شده بود به اسارت بردند.


ای سنگر ساز بی سنگر مرخصی تشویقی هم دریافت نموده ای؟

به گزارش نوید شاهد کرمانشاه؛ شهید جبار کرم پور در سال 1345 در روستای باسکله از توابع بخش گواور گیلانغرب استان کرمانشاه که منطقه ای محروم تلقی می شود متولد شد.

وی دوران نوجوانی و جوانی از نظر جسمی، شجاعت، صداقت، پاکی و ایمان بر بسیاری از همسالان خود برتری داشت. سادگی و سکوت محیط روستایی شعله فروزان عشق به قرآن و اهل بیت را در دل روشن می کرد و روحش روز به روز کاملتر می شد. روح کرم پور منتظر جرقه ای بود تا دریای شهامت، اخلاص و ایمان وی شعله ور شده برای همیشه پرتو افشانی کند. این جرقه با شروع جنگ تحمیلی جسم و روح اورا به پرواز درآورد تا آسمانها به سر داد.

حال شهید کرم پور گمشده اش را یافته بود و سرتاپا غرق جبهه و جنگ شده بود و فقط به جبهه و دفاع می اندیشید. هیچ چیز او را مجذوب و دلباخته نکرد.

عشق و علاقه فراوان او به جهاد سازندگی باعث شد که به محض آگاهی ز اطلاعیه جهاد مبنی بر آموزش دستگاه های راهسازی و اعزام به جبهه خود را به جهاد معرفی کرد تا بتواند سنگر سازان بی سنگر را یاری رساند.

پس از طی دوره آموزش رانندگی بلدوزر به جبهه جنوب اعزام شد و با مهارت و از خود گذشتگی زیاد به احداث خاکریز و سنگر برای رزمندگان اسلام مشغول شد.

با شروع عملیات ها در غرب کشور به منطقه غرب اعزام شد و با شروع عملیات مرصاد به مقابله با منافقین کوردل برخواست و سرانجام در این مصاف در تاریخ سوم مرداد 1367 پس از درگیری با این ملحدین جنایتکار به دیدار معبودش شتافت.

*وصیت نامه شهید جبار کرمپور

با سلام و عرض ادب به پیشگاه حضرت مهدی ( عج ) سخنی کوتاه با برادران و خواهرانم و دوستان گرامیم دارم.

از همه می خواهم قبل از هر چیز حامی امام عزیز باشید که به حق نایب امام عصر ( عج ) هستند، جبهه ها را همیشه گرم نگه دارید تا پوزه بعثیون ملحد آمریکایی را به خاک ذلت بمالید، ستم نکنید و به زیر بار ستم نیز نروید، همانگونه که آقایمان حسین ( ع ) هیچگاه زیر بار ظلم نرفت و کسی ظلم نکرد روزگار را به دعا و استغاثه بدرگاه حضرت احدیت بگذرانید، حق ضعفا را نگهدارید و پایمال نکنید که جنگ ما نیز برای احقاق حق مستضعفین است در مراسم عبادی، سیاسی مثل نمازهای جمعه و جماعات شرکت مستمر داشته باشید. من شهادت را با آگاهی کامل و با چشم باز پذیرفته ام. لذا امیدوارم که پدر و مادر و برادران و خواهران و دوستانم در مرگ من چندان بی تابی نکنند، بدین جهت که آنان امانت خدا را به خدا باز گردانده اند. در خاتمه سلام مرا به امام امت برسانید و به خانواده ام بگوئید که از اطاعت و احترام به والدین هرگز سرپیچی نکنند و همواره مطیع آنها باشند.

*روایتی از همرزم شهید

در آن هنگام که شهید جبار به شدت زخمی شده بود و خون از بدن اون جاری بود، منافقین کور دل با خشونت شتمام وی را بازرسی بدنی نمودند که برگه مرخصی تشویقی از جیب وی در می آوردند و با حالت تمسخر به وی می گویند:" ای سنگر ساز بی سنگر مرخصی تشویقی هم دریافت نموده ای؟" و وی را با همان جراحت و پایی که به شدت زخمی شده بود به اسارت بردند.

صورت شهید محاسنی زیبا و نورانی داشتمنافقین از این شمایل اون ناخرسند بودند و بر همین اساس زخمها و بدن او را مورد شکنجه و آزار قرار می دادند چون او را بسیجی و از بدنه تشکلات بسیج می دانستند که با این وضعیت اسفناکتا نزدیکی شهرستان سرپل ذهاب در حالی که در زیر سخت ترین شکنجه با دست و پای شکسته و خونین و زخمی تحمل شکنجه و درد می نمود وبه لقاا... پیوست.

انتهای پیام


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده