خاطره ای شنیدنی از همرزم شهید کرم طهماسبی کله جوبی؛
خلاصه به فرماندهی سید محمد سعید جعفری و آیت شعبانی و جمعی از رزمندگان به همراه عموکرم به طرف منطقه حرکت کردیم که 30 نفر می شدیم و فقط ۲۰ روز آموزش دیده بودیم و به همراه لشکر ۲۸ پیاده کردستان موفق به آزادسازی پادگان سنندج شدیم.
در غائله کردستان رشادت های فراوان از خود نشان داد
به گزارش نوید شاهد کرمانشاه؛  شهید کرم طهماسبی کله جوبی در سال 1335 در کرمانشاه دیده به جهان گشود و دوران کودکی را در محیطی گرم و مذهبی گذراند و دوران تحصیلی را تا اخذ دیپلم ادامه داد و برای یاری رساندن به این انقلاب اسلامی به استخدام سپاه پاسداران در آمد و در جبهه های جنگ تحمیلی حق علیه باطل مجدانه می کوشید و بسیار سعی و تلاش کرد و در این راه از جان مایه گذاشت و سرانجام در تاریخ 17 اردیبهشت 1361به درجه رفیع شهادت نایل آمد و پیکر پاک این شهید والامقام در گلزار شهدای شهرکرمانشاه (باغ فردوس) بخاک سپرده شده است.
*خاطره ای شنیدنی ازرسول ایوانی همرزم شهید
بهمن ۵۷ راهپیمایی و تظاهرات مردم غیور کرمانشاه توسط گارد شاهنشاهی به خاک و خون کشیده می‌شد. یک روز قرار شد که از مسجد آیت الله بروجردی به سمت مسجد نواب و میدان وزیری تظاهرات کنیم. عموکرم، امیر و حسین اشک تلخ، عمو رسول، عزیز امیری و تعداد زیادی از مردم جمع شده بودند تظاهرات را با شعارهای مرگ بر شاه و درود بر خمینی و... شروع کردیم . در نزدیکی های مسجد نواب به ما حمله کردند و زد و خورد شدید صورت گرفت. نیروهای گارد مسلح به تفنگ بودند. تعدادشان هم زیاد بود و احتمال این که تعداد زیادی را شهید و مجروح کنند بسیار بود. در این لحظات بحرانی عمو کرم نقشه ای را جهت حمله به گاردی ها طرح ریزی کرد و پس از تشریح آن برای ما سریع دست به کار شد.او همراه عده ای از طرف میدان شهید گمنام به طرف مسجد رشیدی حرکت کرد و ما هم در اطراف مسجد نواب به زد و خورد با گاردی ها مشغول بودیم. عمو کرم و افرادش از مسجد رشیدی به طرف میدان وزیری آمدند و از پشت به گالری ها حمله کردند. گاردی ها به محاصره ی ما و نیروهای عمو کرم به دام افتادند و راه فراری نداشتند با چوب پرچم هایی که در دست داشتیم از هر دو طرف به گالری ها حمله کردیم و حسابی آنها را کتک زده ایم آن روز ما با نقشه ماهرانه عموکرم توانستیم درس خوبی به نیرو های شاه خائن بدهیم.
 ۳۵ روز از پیروزی انقلاب می‌گذشت که ضد انقلاب به کردستان حمله کرد و شهرهای آن را یکی پس از دیگری تصرف می کرد. ما هم به همراه نیروهای سپاه در اردوگاه خضر زنده (در جاده کرمانشاه- سنندج) جهت آموزش و اعزام به کردستان رفته بودیم. حسین و امیر اشک تلخ، آیت شعبانی و دیگر دوستانمان همه آمده بودند و سید محمد سعید جعفری که فرمانده سپاه استان بود به جمع ما پیوست و در یک سخنرانی پرشور ما را به مبارزه با ضد انقلاب فراخواند و گفت: اماما! فرزندان تو این عاشقان واقعی الله نمی گذارند تو تنها بمانی. ما هنوز زنده ایم و خون امام حسین علیه السلام در رگهای من می جوشد.
 سخنان او شور و اشتیاق عجیبی در دل بچه ها انداخته بود و همگی برای نبرد با ضد انقلاب سر از پا نمی‌شناختند. همه جهت اعزام به کردستان آماده و سوار ماشین شدیم. در این هنگام محمد سعید جعفری در حالی که اشک شوق از چشمانش جاری بود گفت: من یقین دارم که شما نمی گذارید کردستان عزیز از پیکره میهن اسلامی جدا شود. امروز مهاباد سقوط کرده و در پادگان سنندج نبردی سخت درگرفته محمدرحمان پور و فرزندش شهید شده اند. امروز کربلاست و کربلا و حسین علیه السلام یار و یاور می‌طلبند. امام دستور فرموده که کردستان از وجود ضد انقلاب پاک شود.
 خلاصه به فرماندهی سید محمد سعید جعفری و آیت شعبانی و جمعی از رزمندگان به همراه عموکرم به طرف منطقه حرکت کردیم که 30 نفر می شدیم و فقط ۲۰ روز آموزش دیده بودیم و به همراه لشکر ۲۸ پیاده کردستان موفق به آزادسازی پادگان سنندج شدیم.
انتهای پیام

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده