خاطره ای شنیدنی از برادر شهیدمحمدرضا عثمانی؛
محمدرضا گفت: خدا را شکر که من در این تصادف کشته نشدم امیدوارم مرگ به نحوی دیگر در جبهه هنگام انجام ماموریت به سراغم بیاید و از فیض شهادت برخوردار شوم. اواخر پاییز سال همان سال بود که به آرزویش رسید.
آرزوی شهادت در جبهه ها را داشت

به گزارش نوید شاهد کرمانشاه؛ شهید محمدرضا عثمانی در تاریخ 12 فروردین 1325 در روستای ده رش از توابع پاوه در خانواده ای متدین و خداشناس و آگاه به مسائل دینی و اخلاقی دیده به جهان گشود. کودکی های شهید در آغوش پر مهر و محبت خانواده و در دامان طبیعت بکر و ناب روستا سپری گردید.
شهید دوران سربازی را با سختی و مرارت فراوان در رژیم شاه سپری کرد و با تنفری که از رژیم شاه داشت در سالهای پر شور انقلاب از خود رشادتها آفرید. وی پس از پیروزی انقلاب به عضویت نیروهای بسیج منطقه در آمد و با آغاز جنگ تحمیلی به جبهه های نبرد حق علیه باطل شتافت و در اکثر مناطق عملیاتی از جمله مناطق غرب کشور شرکت فعال داشت. و سرانجام در تاریخ 30 آذر 1368 در منطقه دره شهیدان ثلاث باباجانی در حادثه تصادف به مقام پر فیض شهادت نائل گردید.
*خاطره ای شنیدنی از برادر شهید- محمد کریم عثمانی
اوایل پاییز سال ۱۳۶۸  بود من به همراه برادرم و هفت نفر دیگر از آشنایان سوار بر خودرویی قصد رفتن به مجلس ترحیم شهید "محمد طاهر رحیمی" را داشتیم. نیمه های راه ناگهان خودرو به خاطر برخورد با یک کامیون از مسیر منحرف شد و خودروی ما بلافاصله با اشکام گردید و همه سرنشینان به نحوه‌ی زخم شدند. محمدرضا هم از ناحیه پیشانی زخمی شد. نیم ساعتی نگذشته بود که ماموران نیروی انتظامی به محل حادثه آمدند  و راننده ی کامیون مقصر شناخته شد. با پیشنهاد محمدرضا ما از هرگونه شکایت صرف نظر کردیم و رضایت کامل خود را به راننده اعلام کردیم.
بعد از تمام شدن این جریان محمدرضا گفت: خدا را شکر که من در این تصادف کشته نشدم امیدوارم مرگ به نحوی دیگر در جبهه هنگام انجام ماموریت به سراغم بیاید و از فیض شهادت برخوردار شوم. اواخر پاییز سال همان سال بود که به آرزویش رسید.
انتهای پیام

منبع: پرونده فرهنگی شهدا - اداره هنری، اسناد و انتشارات- استان کرمانشاه  

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده