پنج خاطره شنیدنی از فرمانده شهید محمد ولی پیامی؛
خواهر شهید می گوید: شهيد پيامي بسيار شجاع بود او داراي شهامت خاصي بود هميشه تعدادي نارنجك به كمرش مي بست و به ماموريت مي رفت و از دشمنان هيچ ترسی نداشت چرا كه بارها مي گفت« شهيد شدن زندگي دوباره ايي است». او مصداق اين جمله است كه « انسانهاي خدايي هميشه خدايي اند » و زرق و برق و زيبايي اين دنيا نمي تواند از علاقه آنها به پروردگارشان كم كند.
انسانهاي خدايي هميشه خدايي اند

به گزارش نوید شاهد کرمانشاه؛ شهید محمد ولی پیامی، در سال 1338 شهر هرسین به دنیا آمد. پس از گذراندن دوره ابتدایی و راهنمایی وارد دبیرستان شد و تا سوم دبیرستان درس خواند. و سرانجام در تاریخ دهم اسفند 1362 در منطقه چنگوله عملیات والفجر 5 به علت اصابت ترکش به سر و متلاشی شدن شکم به درجه شهادت نایل آمد.
*خاطره اي از ملك نادري (همرزم شهيد)- آرزوی دیدن سوختن بدن خود                                                                         
شهيد پيامي عاشق شهادت بود و روحيه اي بسيار عرفاني و ملكوتي داشت در منطقه عملياتي چنگوله خيلي كم مي خوابيد و به صورت مستمر هر شب  از يك قسمت خط پدافندي سركشي و تا نزديك صبح با رزمندگان خط سپري مي كرد.
يك روز در جمع دوستان نشسته بوديم و بحث از شهادت بود ايشان گفتند:« كه بهترين لذت براي انسان آن است كه تركش خمپاره به بدنش اصابت كند و سوختن بدن خود را ببيند» اين سخن مربوط به يك شب قبل از عمليات است كه درست همانطور هم شهيد شدند كه خودشان آرزو مي كردند.
*خاطره ای از صفرپيامي (برادرشهيد)- غسل شهادت

همان روز كه قرار بود اعزام شوند من به خانه پدرم آمدم با ايشان خيلي صحبت كردم حرفهايش مثل قبل نبود به كلي عوض شده بود. هر لحظه سفارش مي كرد كه مادر را تنها نگذارم، محمد ولي مي گفت دوست دارم كه مانند حضرت زينب استوار باشي اين را كه شنيدم تعجب كردم گفتم كه تو بار اول نيست كه به جبهه مي روي لبخندي زد و گفت گويي اين بار فرق دارد.
بعد از آن رفتند و غسل شهادت كردند چهره اش خيلي نوراني شده بود از او پرسيدم كه چرا غسل كردي؟ لبخندي زد و چيزي نگفت سكوت كرد و در آن سكوت جواب هاي زيادي پنهان بود. واقعا اين بار براي همه مشخص بود كه شهيد مي شود . خودش هم چند بار اين را براي من تكرار كرد و درست همانطور كه خودش مي خواست شهيد شد.
*خاطره ای ازخواهرشهيد- انسانهاي خدايي هميشه خدايي اند
شهيد پيامي بسيار شجاع بود او داراي شهامت خاصي بود هميشه تعدادي نارنجك به كمرش مي بست و به ماموريت مي رفت و از دشمنان هيچ ترسی نداشت چرا كه بارها مي گفت« شهيد شدن زندگي دوباره ايي است».
او مصداق اين جمله است كه « انسانهاي خدايي هميشه خدايي اند » و زرق و برق و زيبايي اين دنيا نمي تواند از علاقه آنها به پروردگارشان كم كند.
* علي طاهري (همرزم شهيد) - مطمئن باشيد ما اين كباب را بدون شما ميل نخواهيم كرد
بعد از اينكه به منطقه آزاد شده چنگوله وارد شديم ايشان سريعا تمام افراد را به طور بسيار منظمي سازماندهي كردند و افراد سنگرهاي كمين را نيز مشخص كردند.
به وسيله مهمات به جا مانده عراقي ها كمبود سنگرها را جبران كرد. در صبح روز دهم اسفند سال 1362 شهيد پيامي به همراه حاج يحيي قياسوند و حاج عزت الله گلمرادي و چند رزمنده ديگر با يك خمپاره انداز 60 جهت تير اندازي به دشمن راهي مناطق جلوتر شدند. آنها خمپاره انداز را درون يك دستمال سفيد قرار داده بودند. واقعا آن روز چهره ايشان خيلي نوراني بود به نظر من لحظه به لحظه هم نوراني تر مي شد. حس عجيبي داشتم به شوخي به آنها گفتيم كه «نكند اين گوشت است و مي خواهيد ببريد و كباب كنيد » كه شهيد بزرگوار لبخندي زد و گفتند : « مطمئن باشيد ما اين كباب را بدون شما ميل نخواهيم كرد » و خداحافظي كردند و رفتند.
بعد از دقايقي صداي خمپاره هايي كه شليك مي كردند به گوش مي رسيد و ما هم خيلي خوشحال بوديم. اما ناگهان صداي انفجار مهيبي به گوش رسيد و متوجه شديم كه اين شهيد بزرگوار به لقاء الله پيوست و شربت شهادت را نوشيدند.
و بدين صورت بود كه يك افتخار ديگر به افتخارات شهر كوچكمان افزوده شد.
*ساسان افضلی امدادگر رزمی گردان صف- سیمای درخشان پیامی
وقتي صحبت از عشق به ميان مي آيد عاشق مهاجر مي شود و در پي معشوق خمپاره هاي آتشين و گلوله هاي سربين را به جان مي خرد سردار رشيد اسلام شهيد شهادت آموز محمد ولي پيامي فرمانده دلاور گردان صف و مسئول واحد بسيج شهرستان هرسين نامي آشنا براي تك تك نيروهاي بسيجي هرسين مي باشد.
در تاريخ بهمن ماه سال 1362 همزمان با فراخوان سراسري نيروهاي طرح لبيك يا خميني شهرستان هرسين ما همانند ساير نقاط پهن دشت ميهن اسلامي گرداني متشكل از ناب ترين نيروهاي بسيجي خود را كه عموما سنين زير 25 سال بودند را به فرماندهي شهيد پيامي عازم صحنه هاي پيكار نور عليه ظلمت نمود. در پنجمين روز از تشكيل گردان صف شبي در پادگان شهيد بروجردي كرمانشاه ميزبان پيامي عزيز بوديم پس از سلام و احوالپرسي با تبسمي شيرين و روحاني فرمود آرزو دارم اگر گردان صف قرار است شهيدي داشته باشد اولين شهيد خودم باشم. ما هم به نشانه اعتراض خطاب به برادر پيامي گفتيم اين چه دعاييست كه مي فرماييد. فرمود دعاي كاملا به جايي است زيرا شما امانت مادرانتان در نزد من هستيد.
پس از چند روز با بدرقه گرم حاج آقا زرندي نماينده ولي فقيه و امام جمعه محترم كرمانشاه كه آن زمان نماينده خبرگان رهبري بودند و مداحي گرم برادر حاج صادق آهنگران راهي منطقه عملياتي والفجر 5 در منطقه چنگوله شديم و در آن محور مشغول انجام وظيفه شديم. سحرگاه 12 اسفند 1362 در سنگرهاي كمين مشغول نگهباني بوديم شهيد پيامي به قصد سر كشي و خدا قوت به سنگر ما آمدند . دقايقي را نزد ما سپري نموده فرمودند چه خوب است آيندگان فداكاري و از خود گذشتگي شما عزيزان را از ياد نبرند. موقع رفتن در دو قدمي به علت تاريكي مطلق شب از مقابل ديدگان ما محو شد در آن ساعات عرفاني نيمه شب و در حالتي مانند خواب و بيداري سيماي درخشان پيامي در مقابل چشمانم با حالتي شبيه تمثال ائمه اطهار(ع)(نور افشاني از پشت سر ) ظاهر گرديد . با تبسم هميشگي ناگهان چشمانم را باز كرده و اثري از پيامي عزيز نديدم.
اي صبا از من به اسماعيل قرباني بگو
                                             زنده برگشتن ز كوي دوست شرط عشق نيست
صبح قبل از طلوع آفتاب سنگرهاي كمين را به مقصد مقر گردان براي استراحت ترك نموده پس از اداي فريضه واجب نماز صبح خوابيديم اما پس از ساعتي با صداي شيون و زاري همرزمان شتابان و هراسان از خواب بيدار شديم.
اري خداوند دعاي سردار پيامي را مستجاب كرده بود و با قامتي خونين به ديدار مولا و مقتدايش امام حسين (ع) شتافته بود و بدين گونه 16 سال پيش محمد ولي ما دلاوري ديگر از خيل پاك باختگان خطه انقلاب نقاب در خون كشيد.  و بدين ترتيب اولين و آخرين شهيد گردان صف شهرستان هرسين شهيد پيامي بود.
انتهای پیام
                                                                                                                                                                                                                                                                                   
منبع: پرونده فرهنگی شهدا - اداره هنری، اسناد و انتشارات- استان کرمانشاه
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده