نوید شاهد | فرهنگ ایثار و شهادت

عکس یادگاری با چهارمین شهید محراب

عکس یادگاری با چهارمین شهید محراب

نوید شاهد – نصرت آقا رضی، خواهر شهید "محسن آقارضی" می‌گوید: «پس از مراسم تشییع و خاکسپاری چهارمین شهید محراب روزی عکسی را که یادگاری با آن شهید گرفته بود را نزد من به امانت گذاشت و گفت این خاطره برایم بسیار عزیز و باارزش است.»
روایت اشتیاق شهید

روایت اشتیاق شهید "محسن آقا رضی" به حضور در جبهه

نوید شاهد – جهانبخش رسولی، همرزم شهید "محسن آقارضی" می‌گوید: «به چنگوله میرفتیم در طول مسیر پیرمرد آنقدر تند رانندگی میکرد که من از او پرسیدم این همه عجله برای چیست؟ گفت: میخواهد هر چه زودتر تا شب نشده به خانه برگردد در حالی که محسن برای جبهه بی تابی می کرد و مرتب می گفت: چه شد نرسیدیم.»
برگ های خشک پاییزی زیر پاهایش آهنگ خداحافظی می‌نواختند

برگ های خشک پاییزی زیر پاهایش آهنگ خداحافظی می‌نواختند

نوید شاهد - نصرت فرمند، همرزم شهید "محسن آقارضی" می‌گوید: «محسن داخل حیاط آرام و سنگین قدم می‌زد. برگ‌های خشک پاییزی زیر پاهایش آهنگ خداحافظی می‌نواختند...»
عبور از رودخانه خروشان با قایق دست ساز

عبور از رودخانه خروشان با قایق دست ساز

نوید شاهد - "مصطفی محمدی" یکی از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس کرمانشاهی است که در بخشی دیگر از خاطرات خود می‌گوید: «وارد رودخانه که شدیم، شدت جریان آب را که بسیار زیاد بود، بیش تر احساس می کردیم، به طوری که کرم اللهی نتوانست قایق را آن طور که می‌خواست هدایت کند اما مرتب تکرار می‌کرد که نترسید، نترسید...»
کمین بر فراز بیزل

کمین بر فراز بیزل

نوید شاهد - "مصطفی محمدی" یکی از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس کرمانشاهی است که در بخشی دیگر از خاطرات خود می‌گوید: «کوه بیزل روبروی شاخ شمیران و برددکان قرار داشت و مرتفع‌ترین کوه منطقه بود و خیلی هم صعب العبور و شیب بسیار تندی داشت. آماده باش کامل دادیم و چند قبضه توپ 106 و مینی کاتیوشا آماده شلیک به رأس بیزل شدند... »
بمباران شیمیایی دربندی خان

بمباران شیمیایی دربندی خان

نوید شاهد – "مصطفی محمدی" یکی از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس کرمانشاهی است که در بخشی دیگر از خاطرات خود می‌گوید: «حدود 20 هواپیمای جنگی عراقی در آسمان ظاهر شدند و منطقه را به شدت بمباران کردند. برخلاف بمباران‌های معمول، بمب‌ها که منفجر می‌شدند، صدای انفجار ضعیفی داشتند ولی دود رنگی از آن ها بلند می‌شد که همان مواد شیمیایی بود...»