سردار مجیدبحرینی "فرمانده لشکر رزمی مهندسی 43 امام علی (ع)" و همرزم شهید حاجیعلی نور علی پور در روایتی کوتاه از شهید می گوید:(( شهید نورعلی پور بدون کوچکترین درنگی کارهای نیمه تمام را قبول و با مدیریت فوق العاده به اتمام می رساند.))

به گزارش نوید شاهد کرمانشاه؛ شهید حاجیعلی نور علی پور دهم خرداد 1335 در شهرستان هرسين ديده به جهان گشود. پدرش نورعلی و مادرش شكربانو نام داشت. تا پايان دوره ابتدايي درس خواند. سال 1355 ازدواج كرد و صاحب چهار پسر و دو دختر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور يافت. 24 بهمن 1364 ، با سمت فرمانده گردان مالک اشتر در بمباران هوايي خرمشهر بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسيد.مزار و ي در گلزار شهداي زادگاهش واقع است.

مدیریت فوق العاده

* روایتی کوتاه از سردار مجیدبحرینی "فرمانده لشکر رزمی مهندسی 43 امام علی (ع)"
یک روز که شهید نورعلی پور در مقر پیش ما بود به او گفتم همراه ِ من می آیی که جایی برویم ؟
بدون اینکه کوچکترین سوالی بپرسد که مثلا کجا برویم یا برای چه کاری برویم، بلند شد و گفت یاعلی، برویم.

خودش پشت ماشین نشست و حدود 40 کیلومتر از مقر دور شدیم. من قصد داشتم از گردان رزمی مهندسی مالک اشتر که عملیات پل سازی ما را انجام می داد سرکشی کنم. آن روزها گردان وضعیت بسیار بدی داشت و اخبار زیادی هم از وضعیت نا به سامانی آن به گوش می رسید .
روز قبل هم سردار وحیدی (وزیر دفاع سابق) و آقای چیت چیان ( وزیر نیروی کنونی) از آنجا سرکشی کرده بودند و از وضعیت بد آن گردان و اوضاع به هم ریخته ی نیروها و تجهیزات گزارشی را ارائه کرده بودند .
وقتی به آنجا رسیدیم از شهید نورعلی پور پرسیدم که آیا می توانی به این گردان سر و سامان دهی و جمع و جورش کنی ؟ اوضاع را هم که خودت می بینی.
بدون کوچکترین درنگی گفت کاری ندارد، حتماً این کار را انجام می دهم. همانجا مسئولیت را بر عهده گرفت و فرمانده آن گردان شد و دیگر با من به مقر برنگشت. حتی با حالت شوخی و جدی به من گفت که دیگر ماشین را هم نبرم چون دیگر این ماشین متعلق به این گردان است.
بعد از چند روز که گذشت سردار وحیدی و آقای چیت چیان که دوباره از گردان سرکشی کرده بودند پیش من آمدند و گفتند که چطور در عرض چند روز چنین تحولی در آن گردان به وجود آمده است و من هم از توانایی های شهید نورعلی پور برای آن ها تعریف کردم .
بعدا برای خودم هم سوال پیش آمد و علّت این تغییر و تحوّلات سریع را از چند نفر از نیروهای گردان پرسیدم و آن ها گفتند که فرمانده قبلی فقط می گفت که فلان کار را بکنید و فلان کار را نکنید. چون حجم کار ها زیاد بود دیگر رمقی برای ما باقی نمی ماند و خیلی از کارها انجام نمی شد. اما آقای نور علی پور ابتدا خودش دست به کار می شود و بقیه نیروها هم وقتی ایشان را در حال کار می بینند نمی توانند به خودشان اجازه دهند که دست روی دست بگذارند و ایشان همه ی کار ها را انجام دهند. در نتیجه همه به کمکشان می رویم و کار ها سروسامان می گیرند.

انتهای پیام

منبع: پرونده فرهنگی شهدا - اداره هنری، اسناد و انتشارات- استان کرمانشاه

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده