خاطره ای از زبان خانواده شهید علی نجفیان؛
صدای گلوله ها و بارش خمپاره ها لحظه ای قطع نمی شد. علی سعی می کرد از میان دود و آتش، ماشین آذوقه و آب را به قرارگاه برساند او با تمام تلاش خود موفق شد که ماشین را کنترل کند. بلاخره موفق شدیم آذوقه را به مقصد برسانیم.


ماشین آذوقه

به گزارش نوید شاهد کرمانشاه؛ شهید علی نجفیان در تاریخ یکم خرداد 1345 ، در شهرستان سنقر به دنيا آمد. پدرش مراد، كارمند قوه قضا ييه بود و مادرش صاحب نام داشت. تا پايان دوره راهنمايي درس خواند به عنوان پاسدار وظيفه در جبهه حضور يافت دهم مرداد1366، در سردشت توسط نيروهاي عراقي بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسيد مزار وي در گلزار شهداي زادگاهش قرار دارد.

*خاطره ای به نقل از خانواده شهید

صدای گلوله ها و بارش خمپاره ها لحظه ای قطع نمی شد. علی سعی می کرد از میان دود و آتش، ماشین آذوقه و آب را به قرارگاه برساند. همه جا تاریک بود،فقط گاه گاهی منوری، راه را روشن می کرد. شدت آتش دشمن، ما را مجبور کرده بود که با چراغ خاموش حرکت کنیم. چون هر لحظه ممکن بود با دیدن ماشین آن را هدف قرار دهند. جاده تاریک بود و امکان رانندگی را مشکل می کرد.

یک آن فکری به ذهنم خطور کرد. چفیه ام را روی پشتم انداختم و از علی خواستم ماشین را متوقف کند. علی ترمز کرد و گفت: می خواهی چکار کنی؟

از ماشین پیاده شدم و جلوی ماشین روی جاده شروع به دویدن سمت قرارگاه کردم و با حرکت دست، از علی خواستم که به دنبال من بیاید.

در بین راه چند بار نزدیک بود که با ماشین برخورد کنم اما علی با تمام تلاش خود موفق شد که ماشین را کنترل کند.

بلاخره موفق شدیم آذوقه را به مقصد برسانیم.

انتهای پیام

منبع: پرونده فرهنگی شهدا - اداره هنری، اسناد و انتشارات- استان کرمانشاه
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده