معرفی شهدای خرداد استان کرمانشاه (82)؛ وصیت نامه شهید محمد جعفر خدابخشی/
پدر و مادر عزيزم از شما يك تقاضاى ديگر دارم و اميدوارم به تمام تقاضاهايم و گفته‌هايم صورت عمل بپوشانيد و آن اين است دوباره مى‌گويم با كشته شدن من مبادا ضعف ازخود نشان دهيد و از زندگى دلسرد بشويد در ضمن شيرينى و شكلات درمنزل فراوان باشد و بجاى تسليت تبريك وتهنيت را از مردم بپذيريد.

وصیت نامه شهید محمد جعفر خدابخشی/ بجاى تسليت تبريك وتهنيت را از مردم بپذيريد


به گزارش نوید شاهد کرمانشاه؛ شهید محمدجعفر خدابخشی در شهر کرمانشاه به دنیا آمد شهید تا کلاس ششم متوسطه درس خواند و مدرک دیپلم را در سال 1359 از هنرستان صنعتی کرمانشاه در رشته "برق" گرفت.

شهید در همان سال به خدمت سربازی رفت و محل خدمتش در اهوازبود هنگام درگیری با مزدوران بعث عراق در سوسنگرد و جبهه در ارتفاعات" الله اکبر " هنگام پیشروی جهت ضربه زدن به دشمن کافر جهت تصرف مناطق اشغال شده در تاریخ 18 خرداد 1360 توسط مزدوران بعثی از چند ناحیه بدن مورد اصابت ترکش خمپاره قرار گرفته و به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

*وصیت نامه شهید

بسم الله الرحمن الرحيم

بنام خداوند بخشنده مهربان و با درود و سلام فراوان بر شهيدان .

من جعفر خدابخشى كه خود داوطلب جبهه‌هاى حق و باطل بودم اين وصيت نامه را با ميل خود و با كمال آگاهى در تاریخ 26 فروردین 1360 مى‌نويسم .

پدر و مادر عزيزم اميدوارم وقتى كه خبر شهادت مرا شنيديد ناراحت نشويد و ضعف نشان ندهيد خوشحال و صبور باشيد مبادا گريه و زارى كنيد چون همين گريه وزارى شما سلاحى در دست دشمنان انقلاب و اسلام است بخنديد و خوشحال باشيد كه توانستيد فرزندى را بزرگ كنيد كه توانست راه حق را بپيمايد و در راه خدا نه در راه هيچكس ديگرى كشته شد .

پدر و مادر عزيزم مى‌خواهم چند كلمه‌اى با شما صحبت كنم و اميدوارم كه گفته‌هايم را عمل كنيد به امام خمینی سر بزنيد او را تنها نگذاريد او را كمك كنيد كه بتواند آرمان هاى انقلاب اسلامى را به ثمر برساند .

اما عزيزى جان هيچوقت خوبى‌هايى كه به خانواده‌ام كرديد فراموش نخواهم كرد و از شما خيلى ممنون هستم كه كمك پدرم بوديد و اميدوارم اجر زحمات تو را خداوند يكتا و متعال بدهد .

و اما برادر عزيزم از جان و دل عزيزترم الگوى زندگى من جواد جان نور دو چشمم خوب جواد جان سرنوشت و خواست خداوند اين بود كه من با شما چند صباحى بيش نباشم ولى بدان به همان خداوند يكتا تا آخرين لحظات عمرم تو را فراموش نخواهم كرد نه تنها شما بلكه پدر، مادر، عزيزى ، معصومه، اعظم، رسول، اكرم و جلال همگى شما را تا آخرين لحظه عمرم فراموش نخواهم كرد . زيرا خوبى‌ها و محبت‌هاى شما را نمى‌توانم از ياد ببرم اما مى‌خواهم به من قول بدهى روش‌ زندگيت را بطوركلى عوض كنى و قول بدهى كه يك فرد سالم و افتخار آفرين باشى .

اما با خواهران عزيزم معصومه، اعظم، اكرم از شما مى‌خواهم كه ترك حجاب نكنيد، نماز را به پاداريد و خدا را فراموش نكنيد و هر كارى را فقط به خاطر خدا انجام بدهيد . نقطه ضعف در مقابل مشكلات نشان ندهيد. به تدريس قرآن بپردازيد و آنچه را كه آموختيد به آن عمل كنيد .

خوب رسول و جلال جان مى‌خواهم هردو افراد مسئولى در زندگى و اجتماع باشيد . بايد به اين راه ادامه دهید و اين‌ را نيز بدانيد پدر، مادر، برادر، خواهر اين نسل بايد مبارزه كند خون ‌بدهد و كشته شود تا نسل‌هاى آينده بتوانند زندگى كنند.

رسول و جلال جان شما را هم دعوت به تقوا عبادت و تدريس قرآن مى‌كنم . صبور باشيد و در راه خدا از هيچ چيز نترسيد و به هيچ راه ديگرى فكر نكنيد و بدانيد كه خداوند كسانى را كه در راه او تلاش مى‌كنند دوست مى‌دارد.

پدر و مادر عزيزم از شما يك تقاضاى ديگر دارم و اميدوارم به تمام تقاضاهايم و گفته‌هايم صورت عمل بپوشانيد و آن اين است دوباره مى‌گويم با كشته شدن من مبادا ضعف ازخود نشان دهيد و از زندگى دلسرد بشويد بلكه مى‌خواهم راه مرا جواد معصومه اعظم اكرم رسول جلال و حتى خود شما ادامه بدهيد در ضمن شيرينى و شكلات درمنزل فراوان باشد و بجاى تسليت تبريك وتهنيت را از مردم بپذيريد .

خوب ديگر اميدوارم كه مادر مرا حلال كنى و همچنين پدر شرمنده كه نتوانستم جبران زحمات تو را بكنم اميدوارم كه مرا ببخشيد و حلال كنيد و گفته هايم را عمل كنيد و بگذاريد روح من شاد و آرام باشد . خداحافظ پدر، مادر، برادر، خواهر عزيزم

انتهای پیام

منبع: پرونده فرهنگی شهدا - اداره هنری، اسناد و انتشارات- استان کرمانشاه
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده