خاطراه ای شنیدنی از زبان پدر شهید محمدرضا میرزایی؛
ماه مبارک رمضان سال 1362 با محمد رضا در حالی که مشغول کار بودم با او صحبت می کردم گویی می دانستم محمدرضا در این اعزامی که به جبهه می رود دیگر برنمی گردد.
می دانستم محمد رضا برنمی گردد

به گزارش نوید شاهد کرمانشاه؛ شهید محمد رضا میرزایی در هشتم دی ماه 1349 در خانواده ای متدین در شهرستان کنگاور متولد شد تحصیلات ابتدایی را در دبستانهای شهید رجایی و شهید مدنی و دوران تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در آموزشگاه شهید آیت الله طالقانی شروع نمود از آنجا که علاقه شدیدی به انقلاب و جمهوری اسلامی داشت با وجود سن کم به منظور فراگیری آموزش های نظامی که از طریق بسیج یا سپاه پاسداران به عمل می آمد با دلگرمی و علاقه شرکت می نمود و در این جهت موفقیت هایی هم کسب نموده بود. محمدرضا دارای اخلاقی بسیار نیکو بود با همه اقوام وخویشاوندان با گرمی و علاقه برخورد می کرد و از هر گونه رفتار ناپسند خودداری می نمود .
سرانجام در تاریخ 25 شهریور 1363 در حالی که با عده ای دیگر از همرزمانش به دست دژخیمان صدام در منطقه قصرشیرین به شهادت می رسد.
*خاطرات شهید از زبان پدر
از شهید محمد رضا خاطرات زیادی باقی مانده که هر کدام دفتری برای نوشتن آنها می خواهد ولی از زبان پدر شهید خاطراتی نقل می شود.
ماه مبارک رمضان سال 1362 با محمد رضا در حالی که مشغول کار بودم با او صحبت می کردم گویی می دانستم محمدرضا در این اعزامی که به جبهه می رود دیگر برنمی گردد به همین خاطر با او به صحبت نشستم تا مانع از رفتن او به جبهه شوم و محمد رضا می گفت پدر امام حسین ( ع ) به خاطر نجات اسلام و دین خدا با یاران اندک به مصاف جنگ با دشمن رفت در حالی که می دانست که شهید می شود من نیز می خواهم خود را فدای دین خدا نمایم.
محمد رضا بیدار شد و به همراه خانواده برای خوردن سحری بیدار شده بودند محمدرضا نیز بیدار شد و به همراه خانواده سر سفره سحری نشست و بعد از خواندن نماز و راز و نیاز به درگاه خداوند بدون اینکه خانواده او را ببیند خانه را به قصد رفتن به جبهه ترک کرد.
انتهای پیام

منبع: پرونده فرهنگی شهدا - اداره هنری، اسناد و انتشارات- استان کرمانشاه
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده