سه‌شنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۴:۴۰
به برادرانم وصیت می کنم که ادامه دهنده راه شهدا باشند جلسات قرائت قرآن را ترک نکنند و برایم قرآن بخوانند.
وصیت نامه دانش آموز شهید حبیب الله حیدر پور/ قرائت قرآن را ترک نکنید و برایم قرآن بخوانید

به گزارش نوید شاهد کرمانشاه؛ شهید حبیب اله حیدرپور در تاریخ چهارم مهرماه سال 1345 در یک خانواده مذهبی دیده به جهان گشود تحصیلات ابتدایی اش را در محیطی مملو از مهر و محبت و صداقت پدری و دلسوزی و پاکدامنی مادری پشت سر گذاشت همزمان با ورود ایشان به مدرسه راهنمایی انقلاب شکوهمند اسلامی به پیروزی رسید. پس از باز شدن مدارس و در سال بعد از پیروزی انقلاب وارد مدرسه راهنمایی توکل حامد هرسین شد. سال دوم راهنمایی بود که جنگ تحمیلی عراق علیه ایران اسلامی شروع شد.
شهید حیدرپور از همان آغاز جنگ شور و شوق و بی قراری خاصی برای حضور در جبهه از خود نشان می داد و در سال 1360 ضمن اینکه عضو پایگاه مسجد آیت ا... نجفی بود، برای اولین بار اعلام آمادگی برای حضور در جبهه را از خود نشان داد. اما بخاطر اینکه سن ایشان کم بود لذا با اعزام ایشان موافقت نشد.
از این زمان به بعد یک مرحله جدیدی از زندگی شهید شروع شد با بی تابی تمام انتظار می کشید که سن ایشان اقتضای حضور در جبهه ها را بنماید لذا وارد بسیج دانش آموزی شد و بعد از یک سال فعالیت در بسیج دانش آموزی در اوایل تابستان 1362 برای اولین بار به جبهه حق علیه باطل اعزام شد. در تاریخ15 مرداد 1362 در جبهه های غرب بر اثر اصابت ترکش از ناحیه ران راست و بازوی چپ مجروح شد و ایشان را به بیمارستان سپاهان اصفهان اعزام نمودند.
شهید حیدرپور پس از بهبودی نسبی در بیمارستان به منزل رفت  اما شهید بسیار متاثر بود از اینکه چرا خداوند شهادت را نصیبش نکرده بود علیرغم دستور جراح ، ایشان که باید در استراحت به سر می برد پس از چند هفته ای برای دیدار همرزمانش به منطقه رفت پس از دو سه بار رفت و آمد مجدداً در تابستان سال 1363 برای دومین بار در جبهه حضور یافت و بالاخره در شب واقعی معراجش در تاریخ  25 شهریور 1363در حالی که بیست روز بود که از هیجدهمین سال زندگی پر بارش می گذاشت در عملیات میمک در ارتفاعات میمک شهد شیرین شهادت را به جان و دل نوشیدند و به جوار حضرت دوست نائل آمد.
*گزیده ای از وصیت نامه شهید
... سلامت و سعادت خانواده ام را از درگاه خداوند منان خواهان   و خواستارم . امیدوارم سلام مرا از میان کوههای سر به فلک کشیده و بلند میمک و این راه دور از صمیم قلب پذیرا باشید.
به برادرانم وصیت می کنم که ادامه دهنده راه شهدا باشند جلسات قرائت قرآن را ترک نکنید و برایم قرآن بخوانید و در میادین ورزشی حضور داشته باشید به پدر و مادر مهربانم که خیلی برایم زحمت کشیده اند، سلام برسانید، به مادرم بگوئید اگر جسد مرا آوردند خوب چه بهتر اگر جسد مرا نیاوردند به هیچ وجه ناراحت نشود چون جسم خاکی ارزش ندارد، تنها روح است که پرواز
می کند. آرزوی من زیارت قبر شش گوشه ابا عبدالله است.

انتهای پیام
منبع: پرونده فرهنگی شهدا - اداره هنری، اسناد و انتشارات- استان کرمانشاه
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده