در سی و سومین سالگردشهادت منتشر شد؛
شهید امیر حمزه کیهانی سال 1340 در روستای ثارالله چشم به جهان گشود و سپس در تاریخ پنجم آبان 1365 در جبهه چنگوله توسط اشرار خود فروخته مورد کمین قرار گرفته و سبکبال به دیدار حق لبیک گفت و به(شهادت) رسید.
مروری برزندگی و وصیت شهید

به گزارش نوید شاهد کرمانشاه؛ شهید امیر حمزه کیهانی سال 1340 در روستای ثارالله چشم به جهان گشود. دوران کودکی را در کنار پدر و مادر کشاورز و مؤمنش سپری کرد. در سن هفت سالگی راهی مدرسه ابتدایی و تا آخرین سال تحصیلی ابتدایی با علاقه و هوشیاری تمام در روستا گذراندو چون در زادگاهش دبیرستان برای ادامه تحصیل نبود به روستای همجوارش آبباریک علیا راهی دبیرستان شد و دو سال هم در آنجا تحصیلات خود را ادامه داد.
با اخلاص و اخلاق حسنه اش تمام دوستان و معلمانش را جلب توجه خود کرده بود و از همانجا از طریق روحانی هایی که به روستا می آمدند راه مبارزه را آغاز نمود .

مروری برزندگی و وصیت شهید

شهید علاقۀ زیادی به سپاه پاسداران داشت و در سال 1360 به عضو رسمی سپاه در آمد.وی در سال 1357 مبارزاتش به حدی بود که یک لحظه آرام نمی گرفت و در تظاهرات فعالیتهای بسیار خوبی داشت و همیشه در جمع آوری پیام و اعلامیه های مکرر امام به روستا می آمد و بین دوستان خوداعلامیه پخش می کرد ، امام را بی نهایت دوست داشت چندین بار مورد ضرب و شتم مأمورین رژیم ستم شاهی قرار گرفت.
شهید کیهانی مدت یکسال و شش ماه در مقرهای کردستان در سنگر حق علیه باطل حزب منحله دمکرات و کومله جنگید و در این مدت جزو گروه ضربت در مقرها بود چند ماهی هم محافظت امام جمعه را به عهده داشت در هر جا که ایشان را می گماردند با روحیه ای عالی و خستگی ناپذیر خدمت به اسلام و قرآن را با دل و جان پذیرا بود.
در سال 1362 راهی جبهه های حق علیه باطل شد و در عملیات والفجر 5 شرکت نمود. سپس در تاریخ پنجم آبان 1365 در جبهه چنگوله توسط اشرار خود فروخته مورد کمین قرار گرفته و سبکبال به دیدار حق لبیک گفت و به(شهادت) رسید.


مروری برزندگی و وصیت شهید

*متن وصیت نامه شهید
به شما برادران و خواهران عزیزم! توصیه می کنم پیام ها و گفته های امام را مد نظر قرار داده و به آن ها عمل نمایید و امام را تنها نگذارید.
خداوندا! ستایش و سپاس از آن توست که ما را توسط پیغمبران الهی و پیشوایان و امامان معصوم ( ع ) رهنمون ساختی و بسیار شاکر و سپاسگزارم که این عمر مرا در خط رهبری بت شکن و آگاه قرار دادی که با توکل بر تو نهضتی حسینی پایه ریزی نماید تا دست اجانب ظالمان و ستم پیشگان حکومت ستم شاهی را از سر امت اسلامی بریده و در سایه رحمت ایزدی به نام حکومت اسلامی بر امت حکم فرمایی نماید .
و حال در جنگی نابرابر برای چندمین بار است که به ندای " هل من ناصر ینصرنی " حسین ( ع ) زمان، عازم جبهه می گردم و لبیک گوی آن امام عزیز هستم، بسیار خرسندم.
انتهای پیام

منبع: پرونده فرهنگی شهدا - اداره هنری، اسناد و انتشارات- استان کرمانشاه
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده