دوشنبه, ۲۶ شهريور ۱۳۹۷ ساعت ۱۶:۴۸
در تاریخ 14 آبان 1363 در منطقه عملیاتی قصرشیرین در حین مبارزه با مزدوران بعثی عراق مورد اصابت ترکش از ناحیه سر و پا قرار می گیرد و به شهادت می رسد.
مروری بر زندگی و وصیت نامه شهید غلامرضا سفیدی


به گزارش نوید شاهد کرمانشاه؛ شهیدغلامرضا سفیدی در سال 1344 در شهرستان پاوه بدنیا آمد و همراه با پدر و مادر خود زندگی می کرد در اوایل کودکی همراه با خانواده اش به کرمانشاه مهاجرت می کند و تحصیلات خود را تا سطح سوم نظری در کرمانشاه به اتمام رسانید سپس به علت علاقه به نظام جمهوری اسلامی به عضویت بسیج سپاه در می آید شهید غلامرضا سفیدی در تاریخ 14 آبان 1363 در منطقه عملیاتی قصرشیرین در حین مبارزه با مزدوران بعثی عراق مورد اصابت ترکش از ناحیه سر و پا قرار می گیرد و به شهادت می رسد.
*وصیت نامه شهید
بسمه تعالی
شهدا شمع محفل بشریت اند
قبل از اینکه لب به سخن بگشایم و سلام به خدمت پدر و مادرم عرض نمایم به خدمت یگانه پیر جماران، امام امت، خمینی بت شکن که ما را از ظلمت به سوی خون راهنمایی نمود.
هم اکنون که این نامه را می نویسم در کنار دیگر دوستان و هم سنگریان هستم و چون زمان رفتن خیلی نزدیک است و چند لحظه ای به شروع عملیات هستیم و خود نمی دانم که چگونه قلم خود را به روی این کاغذ بگردانم من از پدر ومادرم که در حق آنها بسیار جفا روا داشتم طلب حلالیت می نمایم. پدر و مادرم، مرا با رنج و زحمت بسیار چنین پروراندند که در جبهه حق علیه باطل جان به درجه رفیع شهادت نایل آیم.
باری پدر و مادر! مادری که پیامبر می فرماید بهشت زیر پای تو است من از تو تقاضا دارم که در مرگم همچون زینب صبور و بردبار باشی ان شا الله.
و از برادرانم تقاضا مندم که تمام واجبات الهی را انجام دهند و بتوانند راه من را ادامه بدهند و در ضمن از شما می خواهم که در عوض من از اقوام و همسایگان و دوستان و آشنایان طلب حلالیت نمایید و در ضمن از همکلاسیان و دبیران و دوستانم که نتوانستم دوست خوبی برای آن ها باشم طلب حلالیت می کنم؛ و از برادرانم، اقوام، دوستان و آشنایان عاجزانه تقاضا دارم که حامی اسلام و قرآن و امام امت باشند و هیچ گاه از یاری اسلام دست برندارند.
خداوند بر من منت نهاد که توانستم در این جهاد به شهادت برسم و انشا الله که مورد قبول واقع خواهد شد.
سلام بر تو ای هم رزم ابراهیم! همراه موسی! هم دست عیسی! هم کیش محمد ( ص ) ! هم سنگر علی! هم فکر حسین! و همگام مهدی! ای مادران! ای حامی مستضعفان جهان!
به تو وفادارم زیرا که می دانم تو به اسلام وفاداری و اگر صد بار مرا بکشند و زنده ام کنند دست از تو و اسلام و قرآن نخواهم کشید.
و پدر عزیزم و مادر مهربانم این را بدانید باید آخرین قطره خونم در جبهه ها در راه اسلام و امام عزیزم و راه تمام شهیدان خصوصا" پسر عموی عزیزم بریزد ما باید راه این شهیدها را ادامه دهیم. مهربانم! مرا حلال کنید ان شاالله شما دیگر من را نمی بینید ولی پدر عزیز بدهایی که من از دوران کودکی تا حال کرده ام را به بزرگی خودت ببخش و ای مادر مهربانم! به خدا قسم شما پیش فاطمه زهرا رو سفید شده اید و ای برادران عزیزم! شما هم اکنون این برادر کوچک خود را ببخشید و باری پدر جان این امت حدود چهار سال است که ( از خود دفاع می کند) دیگر مرا نخواهید دید دیدارروز قیامت. از تمام اقوام و دوستان حلالیت بخواهید.
 انتهای پیام
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده