دستهایم از شدت كار بسیار زبر شده بود. با شهید حسین علیخانی دست دادم، دستم را محکم فشار داد، خم شد و دستم را بوسید.
ماجرای بوسه شهید مدافع حرم بر دستان یک کارگر

به گزارش نوید شاهد کرمانشاه؛ خاطره ای از شهید حسین علیخانی در فضای مجازی منتشر شده است که در زیر میخوانید:
تابستان ۱۳۷۸بود و مدارس تعطیل شده بودند و من در شرکت ساختمانی دوستان کار می کردم.دستهایم از شدت كار بسیار زبر وپوست پوست شده بود.غروب كه کارم تمام می شد، ‌به عشق دیدن آقا حسین می رفتم مسجدالمهدی (ع) یک شب خیلی خسته بودم و خواستم به مسجد نروم، اما دلم طاقت نیاورد بالاخره رفتم مسجد و با هم نماز مغرب را خواندیم.با کنار دستم دست دادم، بعد با آقا حسین دست دادم. دستم را محکم فشار داد، خم شد و دستم را بوسید.خیلی ناراحت شدم. گفتم من لیاقت این کار شما رو ندارم.با ان نگاه و تبسم زیبایش گفت: دستی که برای روزی حلال زحمت می کشد بوسیدن دارد.برادران وقتی می گویم او سردار نفس شکن است، به ولله راست می گویم وگرنه من گناهکار کجا و آن  عزيز عارف و عالِم کجا.
شهید مدافع حرم محمدحسین علیخانی از رزمندگان استان کرمانشاه اواسط شهریور ماه سال 95 در نبرد با تروریستهای تکفیری در حلب سوریه به شهادت رسید.

انتهای پیام
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده