کد خبر: ۴۱۴۲۸۶
تاریخ انتشار: ۲۱ آبان ۱۳۹۶ - ۱۳:۰۳
وصیت نامه شهید صادقعلی صفرآبادی- به مناسبت سالروز شهادت؛
امام را تنها نگذاريد زيرا قهر الهى در انتظار خواهد بود و على‌وار بايد به خصم زبون تاخت تا حكومت حسينى استقرار يابد .

امام را تنها نگذاريد زيرا قهر الهى در انتظار خواهد بود

به گزارش نوید شاهد کرمانشاه؛ شهید صادقعلی صفرآبادی در تاریخ یکم مردادم ماه 1343 در روستای سلیمان آباد در خانواده ای مذهبی و محروم دیده به جهان گشود وی دوران طفولیت را تحت سرپرستی پدر خود شاهمراد سپری کرد دوران تحصیلات ابتدایی را در روستای خود سپری نمود و برای ادامه تحصیل روانه شهر خود کنگاور گردید و در مدرسه راهنمایی آیت اله طالقانی مشغول تحصیل شد.
 شهید صفرآبادی از زادگاه خود تا مدرسه که مسافتی حدود 6 کیلومتر می باشد در تمام فصول تحصیل حتی در سرما و یخبندان این مسیر را با دوچرخه و گاهی با پای پیاده طی می نمود وی علیرغم این همه مشکلات در حین تحصیل به کارهای کشاورزی نیز با علاقه فراوان به پدر خود کمک می نمود وی دوران راهنمایی را نیز با موفقیت به پایان رسانید و وارد دبیرستان دکتر علی شریعتی مشغول تحصیل شد در این زمان بود که تظاهرات مردم علیه رژیم ستم شاهی شروع گردید.
 شهید صفرآبادی علاوه بر اینکه همیشه در تظاهرات شرکت داشت نسبت به آگاه نمودن مردم و توزیع اعلامیه های امام و عکس شرکت فعالی داشت تا آنجائیکه همراه با خانواده و اقوام مورد حمله چماقداران رژیم شاهنشاهی در روستای خود چندین بار در گیر شدند و در یکی از این درگیری ها که شدت بیشتری در آخرین روزهای عمر ننگین شاپور بختیار داشت از طرف برادران انقلابی از روستای فش به کمک شهید صادقعلی و خانواده ایشان آمدند و چماقداران را سرکوب نمودند پس از پیروزی انقلاب اسلامی که اکثر ادارات از جمله شهربانی و ژاندارمری متواری یا تعطیل شده بودند شهید صفرآبادی برای حفظ انقلاب  و امنیت شهر شبها به پاسداری و نگهبانی مشغول و روزها هم به تحصیل خود ادامه می داد.
 سرانجام پس از تحمل زحمات و فقرمالی با بهترین نمرات به اخذ دیپلم نایل گشت از آنجائیکه علاقه فراوان به جبهه های نبرد حق علیه باطل داشت در تاریخ یکم شهریور ماه 1363 عازم دانشکده افسری نیروی زمینی در تهران و پس از 6 ماه آموزش نظامی در تهران وارد دانشکده افسری مرکز پیاده شیراز گشت و پس از گذراندن 6 ماه دیگر در شیراز بین همه دانشجویان دانشکده افسری بعنوان دانشجوی ممتاز شناخته شد و به اخذ درجه ستوان سومی نایل گردید. به همین منظور به ایشان پیش نهاد شد که هر قسمتی مایل هستی مشغول شوید ولی شهید صفرآبادی تیپ دو لشکر 81 زرهی باختران را انتخاب کردند و در آن تیپ بعنوان فرماندهی گروهان دو گردان 766 احتیاط قدس مشغول به خدمت شد و در تمام طول خدمت در جبهه های عملیاتی غرب  از جمله سرپل ذهاب ـ قصرشیرین ـ سومار مشغول نبرد با دشمن بعثی شد. در عملیات کربلای 6 مجروح شدند پس از بهبودی بار دیگر به میادین نبرد باز گشتند و در تاریخ 20 بهمن ماه 1367 برای طرح عملیات کربلای 9 مجروح شد در حالیکه هنوز استراحت داشت شب عید فرا رسید مادرش به ایشان پیش نهاد کرد که امشب چون عید است و چندین عید هم هست شما پیش ما نبودید امشب را در بین پدر و مادرت بمان اما شهید صادقعلی می دانید در جواب چه گفت ایشان اظهار داشت برای یک افسر فرمانده مانده اند که برادران تحت فرماندهی خود در سنگرهای سرد و تاریک مشغول نبرد با دشمن هستند من پیش شما بمانم زیرا آنها انتظار دارند فرمانده خود در این شب پیششان باشد شهید صفرآبادی جهت روحیه دادن به سربازان و درجه داران یگان خود شب عید را با مقدار حقوق کمی که داشت مقداری عیدی بین برادران رزمنده توزیع می نمود پس از سپری شدن ایام عید در عملیات کربلای 9 شرکت نمود و همچنان در جبهه های حق علیه باطل حضور فعال و چشمگیری داشت که  سرانجام در تاریخ 21 آبان ماه 1366در شب جمعه در جبهه عملیاتی  قصرشیرین به درجه رفیع شهادت که آرزوی دیرینه اش بود نایل گشت و به لقاء الله پیوس. 
*وصیت نامه شهید
با سلام و درود بر ارواح نبى مكرم اسلام و دوازده جانشين بر حق و معظم و گرانقدرش و با سلام بر ارواح طيبه همه شهداى اسلام . چون زمان كم است و ما سربازان اسلام تا چند ساعت ديگر مشغول نبرد با خصم قداره بند خواهيم بود چند دقيقه‌اى از وقت شريف شما خانواده گرامي ام را مى‌گيرم اى مادر و پدر قهرمان و شريفم سلام عليكم . اميدوارم كه در خدمت اسلام و مسلمين بيش از پيش كوشا بوده و اگر فرزند حقيرتان در راه دفاع از اسلام و مكتب خداى بزرگ و مكتب خونين حسينى شهيد شدم ناراحت نباشيد زيرا من صرفا براى رضاى حق تعالى به جبهه و جنگ آمده‌ام.
خدمت برادران عزيز و نور چشمم و خواهران غيور و زينب گونه‌ام سلام عرض مى‌كنم و گرچه خود مى‌دانم كه شهادت من براى شما گران تمام مى‌شود اما اميدوارم كه با اتكا به پروردگار آنرا تحمل فرماييد و از تمام خويشان و نزديكان و دوستان حلاليت مى‌طلبم .
امام را تنها نگذاريد زيرا قهر الهى در انتظار خواهد بود و على‌وار بايد به خصم زبون تاخت تا حكومت حسينى استقرار يابد .  هميشه كوششمان امام و روحانيت باشد و از راه اسلام وخدا كوچكترين انحرافى نكنيم زيرا تنها راهنماى راستين انسانها مكتب خداست و جنازه‌ام را در كنار معلم شهيد راه خدا برادر عزيز پير محمد سجادى فر دفن كنيد تا تنهايش نگذارم زيرا ادامه دهنده راهش بودم .
انتهای پیام

نام:
ایمیل:
* نظر:
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
پربازدید ها